واقعیت قضیه
این است که جمهوری اسلامی، دیگر توان تحمل فشارهای اقتصادی و سیاسی و تهدید نظامی
بمباران مراکز و تأسیسات هستهایاش را ندارد. نگران بحرانهای داخلی و نارضایتی و
اعتراض روزافزون تودههای مردم ایران است. موقعیت خود را از جهت داخلی و بینالمللی
وخیم میبیند. لذا با توجه به تضمینها یا به عبارت دیگر، مشوقهای اقتصادی، سیاسی،
نظامی و امنیتی که بستهی پیشنهادی جدید قدرتهای امپریالیست جهان به او دادهاند،
خواهان فیصله یافتن این نزاع است. اما برای پذیرش تعلیق غنیسازی معضلات جدی هم
دارد. از یک طرف نمیتواند با توجه به تمام تبلیغاتی که در این چند سال بر سر غنیسازی
اورانیوم در ایران و در سطح منطقه خاورمیانه داشته و نیز تبعات سیاسی مسئله، صریح
و مستقیم تعلیق غنیسازی را بپذیرد. از اینرو در پی راه حلهای غیر مستقیم و پوشیدهتر
و گام به گام مسئله است. در این زمینه به نظر میرسد که از حمایت روسیه، چین و
اغلب کشورهای اروپایی نیز برخوردار باشد. مانع در این میان، دولت آمریکاست که سوای
مسئله هستهای، اختلافات جدیتری با جمهوری اسلامی بر سر مسایل خاورمیانه دارد. از
این جا معضل دیگر جمهوری اسلامی نمودار میگردد. چرا که نه فقط نگران آن است که در
پی حل نزاع بر سر غنیسازی اورانیوم، نفوذ سیاسی خود را در خاورمیانه از دست بدهد،
بلکه هم چنان زیر فشارهای سیاسی دولت آمریکا قرار داشته باشد. از این روست که با پیشنهادات
اخیر خود برای مذاکره بر سر مسئلهی هستهای، خواهان کش دادن مذاکرات تا انتخابات
ریاست جمهوری در آمریکاست که ببیند، چگونه باید تکلیفاش را با این مسئله و مسایل
مورد اختلاف با آمریکا یک سره کند
+ نوشته شده توسط آشنا در شنبه 29 تیر1387 و ساعت
18 |
